تبليغاتX
مشاوره و راهنمايي‌ رايگان همسفران

مشاوره و راهنمايي‌ رايگان همسفران
 
لژيون آقاي رضا قلي پور

راههایی که برای ترک اعتیاد پسرم رفتم نتیجه نداشت

 

                       

                   


دنیای کنگره دنیای دیگری برای من بود، اولین چیز این بود که با بیماری اعتیاد آشنا شدم، خانواده ها در کنار فرد مصرف کننده (مسافر) سفر می کنند، خانواده کنگره 60 با آغوش باز، من و مسافرم را پذیرفتند.

قبل از کنگره راههایی را برای جلوگیری از اعتیاد و ترک پسرم انجام دادم، با روش های مختلف و در مدت کوتاهی مجددا اعتیادش شروع می شد، او از راههای کوتاهی برای ترک استفاده می کرد، می خواست زودتر به نتیجه برسد.


تفکر من این بود که اعتیاد را باید ترک کرد و این راه را بعنوان یک بیماری اعتیاد می شناختم و نظرم این بود که معتاد نمی تواند ترک کند و اراده ندارد و او را محکوم می کردم و حتی قضاوت بی مورد می کردم.
 

آن زمان دانشی نداشتم و بیشتر حال او را خراب می کردم و در جهل و نادانی گم شده بودم و در کوچه های بن بست زندگی گم شده بودم، تلاش می کردم اما از روی اصول نبود و روش هایی انجام دادم همچون گیاه درمانی، طب سوزنی، تزریقات درمانی، UROD، خود درمانی، سقوط آزاد.


او در مدت 2 سال به صورت سقوط آزاد مواد استفاده نکرد اما به دلیل اینکه او فقط مواد را کنار گذاشته بود و درمان نشده بود دوباره به اعتیاد روی آورد و به سلول انفرادی خود بازگشت.
 

من به بن بست رسیده بودم، نابینا بودم و ادای انسانهای بینا را در می آوردم، خودم را مقصر می دانستم و آرزوی مرگ می کردم چون شاهد آب شدن مسافرم بودم، در چنین شرایطی نمی توانستم او را ببینم و کمک های من کمک ناسالم بود، احساسی و عاطفی برخورد می کردم.


حال زمانی که با کنگره 60 آشنا شدم ◄دنیای کنگره دنیای دیگری برای من بود، اولین چیز این بود که با بیماری اعتیاد آشنا شدم، خانواده ها در کنار فرد مصرف کننده (مسافر) سفر می کنند، خانواده کنگره 60 با آغوش باز من و مسافرم را پذیرفتند.
 

با محبت و عشق با مسافرها رفتار می شود و این کار من را به وجد آورد، در این زمان راه برایم نمایان شد و حرکت کردم و این سعادت را پیدا کردم که نام همسفر را به من بدهند.


امید به زندگی برگشت، احیا شدم، با راهنمایی که خودم انتخاب کردم القاء شدم، مطالب و نوشتارهای کنگره را خواندم و به من کمک کرد و مثل چاقویی دو لبه در من عمل کرد، صفت های خوب و بد خود را شناختم، با ضد ارزشها آشنا شدم.
 

قبله خود را گم کرده بودم آن را یافتم و شناختم، دستم را گرفت و کمکم کرد.
 

نیروی مطلق من را انتخاب کرد، از راه فسق و فجور برگشتم و ایمان و تقوا را جایگزین کردم، صبر را آموختم که در سختی ها صبور باشم، در مقابل ترس، شهامت و محبت را جایگزین کردم و نفرت را از خود دور کردم، یاد گرفتم که قضاوت بیجا نکنم.
 

یاد گرفتم که بال پرواز پسرم باشم نه بار او، فرد مصرف کننده (مسافر) خودش زخمی است.
 

امروز اولین روز از بقیه زندگی من است، برای این انتخاب پروردگارم، در مقابلش شکر، شکر، شکر می کنم و تشکر می کنم که به من پسر مصرف کننده ای (مسافری) داد تا از طریق او به کنگره 60 بیایم و راهم را بشناسم و پیدا کنم.

 

نویسنده: همسفر صدیق
منبع:
وبلاگ نمایندگی حر




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 توسط حميد
یازدهمین جلسه از دوره یازدهم کارگاهای آموزشی خصوصی ویژه آقایان همسفر نمایندگی آکادمی روزهای پنجشنبه با دستور جلسه جایگاه راهنما با استادی آقای مهندس حسین دژاکام و نگهبانی آقا محمود و دبیری آقا علی در تاریخ 14/02/1391 رأس ساعت 13 از آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد :
استاد فرمودند هفته معلم یا روز راهنما را از صمیم قلب به شما تبریک میگویم. حضرت علی می فرماید: "هر کس به من کلمه ای یاد بدهد٬ من بنده او هستم" در مقام راهنما یا معلم٬ همین یک کلمه کافیست. در کنگره همه نیروها داوطلب می باشند و هیچ چیز از هیچ کجا الگو برداری نشده. همه چیز در حال حرکت است، ممکن است مشکلی هم در کار باشد که با توجه به جاری بودن٬ سعی می کنیم آنرا نیز حل کنیم، ما در کنگره حدود چهارصد راهنما و کمک راهنما داریم.

 

اگر از این چهارصد نفر٬ یک درصد مشکل دار باشند می شود چهار نفر و این برای کنگره خیلی زیاد است، وقتی اینها می خواهند کمک راهنما شوند٬ باید امتحانات مختلفی را پشت سر بگذارند، از امتحانات فنی باید بگذرند و از جهان بینی هم باید غنی باشند و پس از قبولی باید مرزبان ها و راهنمایشان و همچنین کنگره دیده بانی صلاحیت آنها را تأیید کند.
 

هرچند مقام معلمی بالاست اما مقام کمک راهنمایی فرق دارد، ممکن است یک دستور اشتباه٬ سرنوشت فردی را دگرگون کند٬ که نه تنها فرد٬ بلکه خانواده او را نیز دچار مشکلات زیادی می نماید، در متن نگهبان جلسه آمده است: که ما همسفر مسافرانی هستیم که سفر خود را از تاریکی ها به طرف روشنایی ها آغاز نموده و ما نیز سفر خود را آغاز می نماییم، یعنی یک همسفر٬ وقتی به کنگره می آید باید سفرش را آغاز کند چون تنها کاری که همسفر انجام نمی دهد٬ این است که مواد نمی زند.
 

همسفران وضع آشفته تری نسبت به مسافران دارند٬ چون مسافر هروقت مشکلی داشته باشد سرش را با مواد گرم می کند امّا آن پدر چه کند؟


همسفران از تعادل روحی برخوردار نیستند، در جوانی ازدواج کرده٬ بچه دار شده و با هزاران امید و آرزو بچه را بزرگ می کند به دانشگاه می فرستد بعد می بیند بچه شده تریاکی٬ هروئینی یا شیشه ای، خب کمر آدم زیر این بار خرد میشود.


متأسفانه از بچگی به ما آموزش نداده اند٬ آموزش درستی نداشته ایم٬ درست زندگی کردن را به ما یاد نداده اند، به ما گفته اند راستی خوب است٬ صداقت خوب است٬ محبّت خوب است٬ به پدر و مادر نیکی کن٬ اما اندازه اش را نگفته اند، گفته اند به مردم اعتماد کن اما اندازه اش را نگفته اند، هیچ معیاری را برای ما تعریف نکرده اند، ما اندازه ها را نمی دانیم، اندازه دوست داشتن چقدر است؟ ما چقدر باید به دیگران اعتماد کنیم؟ اولین چیزی که در کنگره یاد می گیریم عدالت٬ معرفت و عمل سالم است، عمل سالم همان عمل صالح است، عملی که در آن صلح است، عدالت این است که هم به فکر خودمان باشیم و هم به فکر فرزندانمان، ما هم باید زندگی کنیم و به عنوان یک انسان از زندگی بهره مند شویم.



یک همسفر وقتی به کنگره می آید مثل بشکه باروت است، فکر می کند دنیا به آخر رسیده٬ اما اینطور نیست، حالا بچه شما موادی می زند٬ صبر داشته باشید، درست می شود، ما در کنگره این مطالب را یاد می گیریم، این راهنماست که اینها را به ما یاد می دهد و ما باید قدردان او باشیم.


راهنما در کنگره بدون دستمزد خدمت می کند٬ حتی هزینه ایاب و ذهاب خود را نیز می دهد، فقط برای اینکه به دیگران کمک کند نه پولی است و نه مقامی. تنها محبت است و آن نیز بند عشقی است که بین او و قدرت مطلق برقرار است.
 

در پایان آقای مهندس دژاکام با اهدای شاخه گل و پاکت از راهنمایان آقایان همسفر تقدیر کردند.


تهیه گزارش: آرش یوسفی
منبع:
وبلاگ نمایندگی آکادمی


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 توسط حميد
بنام خدا

نهمین جلسه از دوره یازدهم کارگاه های آموزشی خصوصی آقایان همسفر نمایندگی آکادمی روزهای پنجشنبه با دستور جلسه " جهان بینی ۱ و ۲ " با استادی آقا رضا و نگهبانی آقا محمود و دبیری آقا علی در مورخ ۳۱/۱/۱۳۹۱راس ساعت 13 آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:


من واقعا خوشحالم و من به این عزیزان این نوید را می دهم که نتیجه ی کار خود را می بینید آقا حمید 1سال و نیم به کنگره آمد و تلاش کرد و به فرزندش کمک کرد.

دوستان همه می دانند آقای امین داژاکام نویسنده ی جهانبینی 1 و 2 کاربردی است.من یک جمله آن را برای شما می گوییم من قبل از این که به کنگره بیایم این ضرب المثل را خیلی می شنیدم و استفاده می کردم که نصفه ی خالی لیوان را ببین ما باید انسان را ببینیم من پدر خجالت می کشیدم که بگویم این پسر من هست.من می خواهم برای شما شهر تهران را توصیف کنم این جمعی که الان اینجا نشسته را با هلیکوپتر به بالای شهر تهران برده و تمامی نقاط را به شما نشان می دهم در مرحله ی بعد ما آزانس می گیریم و همه جا را نگاه می کنیم مرحله ی بعد خیابان ها را می گردیم  مرحله ی بعد درب خانه ها را می زنیم و صاحبان را می شناسیم من وقتی که به کنگره آمده بودم مثل یک تکه یخ بودم آقای مهندس دژاکام کتابی دارد به نام عبور از منطقه ی 60 درجه زیر صفر من وقتی به کنگره آمدم این یخ ذوب شد آنگاه انرژی گرفت بخار شد و شد یک ابر در آسمان من که آنجا کنگره 60 است کسانی که در آتش به سر می برند پدر و پسر از هم فاصله می گیرند هر دو آنها تشنه هستند خداوند دستور ریزش رحمت الهی را صادر کرده است اگر انسان یک سطل آب را با شدت به زمین یریزد زمین را خراب می کند.رضا تو چرا می ترسی و نگرانی همه این ها تمام شد باران رحمت آمد من اینجا هر کسی را می بینم که افراد یخ های آنان ذوب شده و چقدر زود پیشرفت می کنند خوشحال می شوم وقتی که من دیدم دیروز آقا حمید تلاشش به ثمر رسید خوشحال شدم ما نمی توانستیم حمید را با جوک و قلقلک دادن بخندانیم ولی با رها شدن پسرش درونش شاد شد و این ها رحمت الهی است.من به یک گیاه می رسم آنرا شاداب می کنم این گیاه رشد می کند بهترین گیاه می شود و بهترین ثمره را به من می دهد این گیاه دو سوم آب بدن ما را تشکیل می دهد.در جهان بینی 1و2 کاربردی  یک نکته مهم است که مثلث جهانبینی است من اگر قبل از کنگره بود سرد بود می گقتم خدایا چرا این قدر سرد است اگر این سرما نبود بهاری هم نیست سر در کنگره نوشته اول ندانی را بدان تا بدانی را بدان من خیلی از چیز ها را در دنیای هستی نمی دانم  و ولی وقتی می دانم آنها را از آنها لذت می برم در آخر خود شما آژانس می گیرید و تک تک این خانه های وادی را در می زنید.از این که به صحبت های من توجه نمودید بسیار سپاس گذارم.

منبع: وبلاگ شعبه آکادمی

academi60.blogfa.com


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 توسط رضا قلي پور
عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است 
عقاب می‌تواند تا 70 سال زندگی کند
ولی برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد

زمانی که عقاب به 40 سالگی می‌رسد:
چنگال‌های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی‌توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند  نوک بلند و تیزش خمیده و کند می‌شود شهبال‌های کهن‌سالش بر اثر کلفت شدن پرها
به سینه‌اش می‌چسببند و پرواز برای عقاب دشوار می‌گردد.

در این هنگام عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد:

یا باید بمیرد و یا آن که فرایند دردناکی را که 150 روز به درازا می‌کشد پذیرا گردد

برای گذرانیدن این فرایند عقاب باید به نوک کوهی
 که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند

در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می‌کوبد تا نوکش از جای کنده شود

پس از کنده شدن نوکش عقاب باید صبر کند
تا نوک تازه‌ای در جای نوک کهنه رشد کند 
سپس باید چنگال‌هایش را از جای برکند

زمانی که به جای چنگال‌های کنده شده٬ چنگال‌های تازه‌ای در آیند
آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی‌اش می‌کند 
سرانجام پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغاز کرده ...
و 30 سال دیگر زندگی می‌کند

     

چرا این دگرگونی ضروری است؟؟؟

بیشتر وقت ها برای بقا ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم

گاهی وقت ها باید از خاطرات قدیمی  عادتهای کهنه و سنتهای گذشته رها شویم

تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصتهای زمان حال بهره مند گردیم 

حال من در چه فکری هستم؟


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 توسط حميد

                                   بنام خدا

هفتمین جلسه از دوره یازدهم کارگاههای اموزشی خصوصی ویژه آقایان همسفر شعبه آکادمی روز های پنج شنبه با دستور جلسه (لژیون در داخل و خارج از کنگره) با استادی آقاعلیرضا و نگهبانی آقا محمود و دبیری علی آقا در روز 91/1/17 راس ساعت 13 آغاز به کار نمود.                                  


خلاصه سخنان استاد:

من اول سال نو را به همه ی عزیزان تبریک می گویم من می دانم که لژیون یک کلمه ی فرانسوی است سربازهای فرانسوی تک نفره برای جنگیدن حرکت می کردند و کشته می شدند و شروع کردند به درست کردن لژیون هر لژیونی یک لژیونر داشت من بارها می خواستم از اعتیاد رها بشوم ولی نتوانستم وقتی به لژیون یا جمع پیوستم دیگر رها شدم که بچه ها یا مسافران ما نیز همین طوری هستند هر فردی به تنهایی نمی تواند اعتیاد را کنار بگذارد اگر هم بتواند مدت بسیار کمی می تواند مصرف نکند من گفتم بارها هم گفته ام شاید تکراری باشد کسی که در لژیون مشارکت کند می تواند در جلسات مشارکت کند ما شاید در مشارکت جلسات موذب باشیم ولی در لژیون این طور نیست اگر من این حرف ها را اینجا نزم پس کجا بزنم چه کسی شنونده هست چه کسی درد ما را می فهمد امیدوارم یار باشید بار نباشید که بتوانید فرزندان یا مسافرتان را رها کنید.

نوشتارهای که همسفران می خوانند مثلا کنگره 60 چیست؟ احترام به کنگره60 در اصل احترام به خود است من علیرضا وقتی در مصرف مواد بودم به همه چیز فکر می کردم الا خود مواد فکر جاساز فکر پیچوندن و... من در لژیون با این تفکر آشنا شدم. من می دانستم که پسرم مصرف کننده است ولی بارها گفتم من کاری به آن نداشتم چون گاهی اوقات می خواهیم ابروی طرف را درست می کنیم چشم طرف را کور می کنیم من به بچه های لژیون خود می گوییم اینجا آخر دنیاست اگر اینجا نتیجه گرفتی که هیچ اگر نه بیرون هیچ خبری نیست ما باید آموزش بگیریم حیوان باید آموزش بگیرد حتی برای غذا خوردن وگرنه می میرند و چه خوب است که آموزش هایی که ما می گیریم کاربردیش کنیم و در آخر از همه تشکر می کنم به حرف های گوش دادید ممنون.


منبع : وبلاگ نمایندگی آکادمی

نوشته شده توسط همسفر حسین


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 توسط حميد

بنام خدا

سیزدهمین  جلسه از دوره چهل ودوم سری کارگاه های آموزش جهان بینی کنگره ۶۰ به استادی و نگهبانی جناب آقای امین دژاکام  و دبیری آقا همایون با دستور جلسه " محبت " در روز چهار شنبه مورخ ۱۷/۱۲/۱۳۹۰راس ساعت ۱۶:۴۵آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد

محبت درجه خلوص دارد و هرچه قدر که خالص تر شود عمق بیشتری پیدا می کند مانند آبی است که هرچقدر پالایش شود زلال تر و گواراتر می شود . مثل چشمه آبی که وقتی به آن نگاه می کنیم در عمق دو سه متری هم سنگ ریزه های کف آب را به راحتی می توانیم بشماریم . محبت نیز به این شکل است و به این طریق پالایش می شود . این پالایش شدن ها براحتی اتفاق نمی افتد . این بحث امروز ادامه بحث جلسه گذشته می باشد و کسانی که cd  آن را گوش کرده باشند براحتی می توانند این مطالب را درک نمایند . ما در جلسه گذشته در مورد محبت صحبت کرده و گفتیم که اگر کسی را دوست داشته باشیم یا به سمتش شتابان می رویم و یا از او قهر کرده و فرار می کنیم و این دوروی سکه است و حالت سومی وجود دارد و این حالت سوم خیلی به کار ما می آید و در مسائل دیگر زندگی نیز زمانی که دو انتخاب به نظر می آید انتخاب سومی هم در این میان پیدا می شود آن هم بصورت پنهان که ما باید این انتخاب سوم را پیدا کنیم .

متن کامل در ادامه مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 توسط رضا قلي پور

بسم الله الرحمن الرحیم

 دستور جلسه این هفته : کار و  تحصیل

کار و تحصیل

کنگره60 به عنوان مرکز راهنمایی رایگان درمان اعتیاد ، همواره سعی دارد موضوعاتی را که در ارتباط نزدیک با بیماری اعتیاد و درمان آن می باشند را مورد بررسی وکاوش قرار دهد . یکی از میادین اصلی تبادل نظر و گفت وشنود در خصوص این موضوعات ، دستور جلسات هفتگی کنگره 60 می باشد . این هفته در کلیه نمایندگی های کنگره 60 موضوع دستور جلسه هفتگی ، کار و تحصیل است.

نکته حایز اهمیت این است که منظور از طرح این دستور جلسه ، بررسی این موضوعات در ابعاد اجتماعی نیست ، بلکه بررسی این موضوعات و ارتباط آن ها با وضعیت مصرف کننده مواد مخدر در پروسه درمان اعتیاد و رهایی است .

می خواهیم بدانیم فردی که برای درمان اعتیاد خود اقدام کرده است ، در طول دوره درمان و بعد از درمان نسبت به موضوعات فوق چه دیدگاهی باید داشته باشد و چگونه در خصوص این موضوعات برنامه ریزی و عمل کند .

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ششم اسفند 1390 توسط رضا قلي پور
از پیشگویی تا وقوع

از پیشگویی تا وقوع

سونامی شیشه در راه است .این ، جمله ای است که برای اولین بار در سال 1386 از زبان آقای مهندس دژاکام دبیرکل جمعیت احیای انسانی ( کنگره 60 ) شنیده شد .
در آن زمان نه ما و نه دیگران مفهوم این جمله را درک نمی کردیم . با گذشت زمان ، اندک اندک نشانه های این سونامی پدیدار گشت . هر چه زمان می گذشت ، اخبار مربوط به جنایات شیشه ای بر روی تلکس های خبری بیشتر و بیشتر دیده می شد .


در مقطعی دیگر ، مهندس دژاکام اعلام کردند که پیش قراولان موج مصرف کنندگان شیشه از راه رسیده اند .


با هشدارهای مکرر و مصاحبه های متعدد مهندس دژاکام در خبرگزاری های مختلف ، مسئولین به تدریج به وخامت اوضاع در حوزه اعتیاد به مواد مخدر صناعی پی بردند و قوانین جدید در خصوص مواد صناعی مخصوصاً شیشه تدوین گردید .


امواج این سونامی هر روز نزدیک و نزدیکتر گردید تا جایی که دیگر خبرهای جنایات شیشه ای از قتل فرزند و همسر گرفته تا فجایع دیگر به دست مصرف کنندگان شیشه از صفحات اخبار کنار نمی رود .

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم اسفند 1390 توسط رضا قلي پور
(( بنام خالق زیبایی ))

<<آنچه باور است محبت است ، آنچه نیست ظروف تهی است>>
" گپی با فرید اشرفی رها یافته ای جوان "

درمان اعتیاد و گروه درمانی


1 - فریدجان، با سلام  لطفا سن خود، مدت زمان تخریب و آنتی ایکس مصرفیتان را برای خوانندگان ما بفرمایید؟

پاسخ : بنده 28 سال سن دارم، هفت سال تخریب با آنتی ایکس قرص و شیشه داشته ام، به اینصورت که در ابتدا با مصرف مشروبات الکلی و تریاک شروع کرده و در ادامه به قرص ترامادول و شیشه ختم شد.

2 - برای خوانندگان ما بگو که چگونه و پس از چه مدتی از مشروب و تریاک به شیشه و قرص روی آوردی؟

پاسخ : من بیشتر در مهمانی ها و مراسم از مشروبات الکلی استفاده میکردم و بصورت تفننی تریاک مصرف می کردم تا زمان برگزاری امتحانات پایان ترم دانشگاه و در حالی که ریتالین مصرف میکردم از طریق دوستان ماده مخدر شیشه برای تمرکز بیشتر وبیخوابی بیشتر به من معرفی شد و در آن مقطع تمام امتحاناتم را به نحو  احسن پشت سر گذاشتم و حالا میفهم اون وامی بود  که مواد مخدر به من داد چون این اتفاق پس از 2 ترم مشروط شدن و قبولی در ترم سوم اتفاق می افتاد.

متن کامل در ادامه مطلب


برچسب‌ها: قرص, شیشه, مشروبات الکلی, تریاک, ترامادول, ریتالین, مواد مخدر, مصرف مواد مخدر, کوکائین, ال اس دی, اعتیاد, کنگرۀ 60, درمان اعتیاد, گروه درمانی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم اسفند 1390 توسط رضا قلي پور

بنام خدا

چهاردهمین  جلسه از دوره دهم کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه آقایان همسفر شعبه آکادمی روزهای پنجشنبه با دستور جلسه وادی ششم و تاثیر آن روی من با استادی اقا محسن و نگهبانی اقا حسن ودبیری موقت آقا امیر در تاریخ 90/11/27 رأس ساعت 13  آغاز به کار نمود. 

      

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان من محسن هستم یک همسفر

من هر وقت که در جایگاه استادی قرار می گیرم حس خوبی به من دست می دهد میگن 2سال من در خدمت کسانی هستم که معرفت عمل سالم و عدالت به من آموختن ای کاش بتوانم از این درس هایی که گرفتم بتوانم به شما کمک کنم و بتوانم و آنگاه سر خود را بالا می گیرم و می گوییم خدایا شکر.

در مورد عقل هر چقدر صحبت کنیم طولانی است من می توانم بگویم که اولین قوه ی بکار گیری عقل حس است هر چقدر که ما از حس خود استفاده کنیم عقل مان هم کار میند عقل ما دارای دو شهر وجودی است صور نهان و صور آشکار.

در مورد عقل ما هر چه بدانیم کم است من از تجربه ی خود می گوییم وقتی که مسافر من در تاریکی بود و به کنگره آمد دیگر از آن تاریکی ها خبری نبود.

منبع: وبلاگ نمايندگي آكادمي


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 توسط رضا قلي پور
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک