به نام خداوند هستی بخش مهربان

همسفر گرامی، بدانیم تا بمانیم.

همسفر: این که گفتی یعنی چه ؟

رضا: من همسفر وقتی بیمار اعتیاد را همراهی می کنم اگر او را نشناسم، دلیل رفتار های او را نمی دانم و معمولا این رفتار ها از نظر من بهنجار نیست و با بیمارم اختلاف سلیقه پیدا می کنم و اگر به او تذکر دهم، نا راحت می شود و گاهی کار به جاهای باریک می کشد.

همسفر: چگونه می توانم دلیل رفتارهای نا بهنجار او را بدانم؟                                            

رضا: در کنگره60، علاوه بر مصرف کنندگان مواد، به همسفران آنها هم آموزش داده می شود که انسان و مواد مخدر و تاثیر مصرف مواد مخدر بر انسان را بدانند. این آموزش ها به همسفران کمک می کند، تا در کنار مسافرشان (فرد مصرف کننده ای که درمان خود را در کنگره انجام می دهد) آگاهانه قرار بگیرند و با شناخت او و درد هایش، یار او باشند نه بار او. کنگره برای هر یک از افراد خانواده بیمار، اعم از همسر، مادر، خواهر، برادر، فرزند یا پدر که مایل به استفاده از کلاس های آموزشی باشند بصورت رایگان، کارگاه های آموزشی و لژیون (کلاس)، برای آقایان و خانم ها جداگانه برگزار می نماید، این آموزش ها شامل مسایل فنی مرتبط با اعتیاد و جهان بینی و روان است و در واقع درس درست زندگی کردن را، مسافر و همسفرانش در کنگره فرا می گیرند، و به دانایی موثر در این زمینه می رسند.

همسفر: دانایی موثر یعنی چه؟

رضا :  بهتر است با مثال توضیح دهم. بیشتر مصرف کنندگان مواد مخدر می دانند، مواد چه آثار زیانباری بر جسم و روان و اندیشه ی آنان دارد، اما این دانایی موثر نیست، زیرا نمی توانند مصرف نکنند، ولی کسانی که در کنگره به دانایی موثر می رسند و درمان می شوند، به راحتی می توانند، زندگی بدون مصرف مواد را تجربه نموده و بر آن باقی بمانند. مثال دیگر، ما همسفران هم می دانیم که مصرف کننده نیاز دارد که سراغ مواد می رود، با این حال نمی توانیم ناراحت و عصبانی نشویم. این دانایی موثر نیست و مانع آسیب دیدن ما نمی شود ولی همسفری که در کنگره آموزش دیده و به دانایی موثر رسیده، قادر است، به راحتی با مسافرش برخورد سالم داشته باشد که نه خودش ناراحت و عصبانی شود و نه مسافرش به رفتار غیر منطقی ادامه دهد.                         

همسفر: چگونه بدانم، چه کسی و چرا عزیز مرا گرفتار اعتیاد نمود؟

رضا: اکنون طرح اینگونه سوالها، موجب منحرف شدن ذهنمان از کار اصلیمان است. یعنی حال که متوجه شده ایم چنین آتشی در دامن عزیزمان افتاده، باید یاد بگیریم چگونه این آتش را می توان با کمترین خسارت خاموش کرد؟ این اولویت را نباید با غفلت یا هر چیز دیگری، از دست  بدهیم. یعنی اجازه نداریم، سوختن عزیزمان را از یاد ببریم و حتی به مقدس ترین اعمال دیگر خود را مشغول نماییم. ازطرفی هم اگر بلد نباشیم چگونه این آتش را می توان خاموش کرد و مثلا با زور درمانی یا حبس درمانی یا ناز درمانی و ... اقدام نماییم، چه بسا آتش شعله ورتر شود و خسارات جبران ناپذیر.

 

ادامه دارد ...