هنر تغییر صورت مسئله!


 همیشه وقتی تلاش خود را شروع مي کنيم مي خواهيم يک مسئله ساده را حل کنيم ، ولي وقتي به پايان تلاش نزديک مي شويم مي بينيم در حال حل يک مسئله  بسيار بزرگتر هستيم و با بزرگتر شدن مسئله هاست که آدمی رشد مي کند وبزرگ مي شود. اگر در زندگي مي بينيم يک مسئله ساده و ابتدائی  ويک درد کوچک همه ساعات شبانه روزمان را به اشغال خود در آورده وما را زمينگير ساخته بدانيم که دچار مشکل بي دردی و کوچک بودن مسئله شده ايم واين يعني اينکه اصلا همت  و اراده اي براي حل همان مسايل کوچک  در وجود ما نيست. چرا که اگر بود در حين چاره جويي براي مشکلات کوچک ، ما خودمان هم به تدريج با مشکل بزرگ مي شديم و رشد مي کرديم و حداقل مزيتش اين بود که به حال بي دست و پايي و زمين گيري دچار نمي شديم.

  ممکن است مشکل آنقدر بزرگ باشد که ما نتوانيم در زمان و مکان مناسب راه حل درست ارائه دهيم و شکست  بخوريم، اما اين شکست مقطعي به قيمت بزرگتر شدن ما نسبت به قبل تمام مي شود. پس ما مجبور هستيم باز بيشتر دقت کنيم بيشتر حواسمان را جمع کنيم، بيشتر ياد بگيريم وحساب شده تر و منطقي تر عمل کنيم. بيشتر مواظب رفتار خود باشيم و هشيارانه تر عمل کنيم، در نتيجه باز بزرگتر مي شويم. درختي که در صحرا و در فضاي باز رشد ميکند با درختي که داخل باغ در پناه ديوارهاي باغ و درختان ديگر رشد مي کند ريشه دارتر و جان سخت تر و مقاوم تر است.

  استادي که سخت گيرتر است دانش آموزان قوي تر و قدرتمند تري را پرورش مي دهد. گرايش شديدي که نسل جديد به راحتي پيدا کرده همان نقطه ضعفي است که اين نسل را بر زمين خواهد زد. راحت طلبي ناشی از پيشرفت علم ودانش باعث شده که ديگر براي يادگيري همان علم ودانش هم  ياد گيرنده جدي ومصممي وجود نداشته باشد. راحتي تنبلي مي آورد وتنبل هم کار نمي کند که اسباب راحتي خود را فراهم کند. در نتيجه راحتي به سختي تبديل مي شود و انسانهاي کار آمد و کار آزموده جاي  تنبلها را ميگيرند و نکته اينجاست که انسان کارآمد همان آدم تنبل است که به دليل روبرو شدن با سختي و مشکلاتي بزرگتر از حد و قواره خودش ناچار به کارآمدي و کارايي بيشتري شده است.

  بنابر اين شکست يک تنبل با شکست فردی که با تمام قوا مبارزه ميکند اما موفق نمي شود زمين تا آسمان فرق مي کند. اين دومي رشد ميکند و اين رشدي که  حاصل مي شود از صدتا موفقيت ارزشمندتر است. پس هرچه حريفمان بزرگتر وقدرتر باشد بهتر است. خوب دقت کنيم که اينجا ديگر پيروزي معنايي ندارد، بلکه هدف سرپا ايستادن و مقاوم  بودن است، چون چيزي که به دنبالش هستيم پيروزي نيست بلکه رشد و بزرگي است. اگر گمان کنيم همه اين تلاش هاي سخت ونفس گيري که انجام داده ايم  بي ارزش است سخت در اشتباهيم، بلکه ما از درون بزرگ شده ايم. اکنون اگر همين طوري يعني قبل از آموزش ويادگيري  خود را با ديگران محک بزنيم باز هم به يک کلاس بالا تر جهش کرده اينم. مهم اينست که ما اکنون ديگر از پنجره اي بالاتربه زندگي و مسايل آن و از همه مهمتر  آدمهاي اطراف خود نگاه مي کنيم. ما با يک مسئله ساده شروع کرديم، اما اکنون مي بينيم که در حال حل يک مسئله خيلي بزرگ تر ومتعالي تري هستيم. آن مسئله کوچک ديگر جوابش براي ما مهم نيست.

قياس و مثال : قبلا ما يک فندق کوچک داشتيم و دنبال چکشي مي گشتيم که اين فندق را بشکنيم، اما اکنون يک پتک بزرگ در اختيار داريم، بديهي است که اگر با اين پتک اراده کنيم ميتوانيم فندق را خرد و خمير کنيم پس ناچار به سراغ گردوهاي بزرگتر و محکم تري مي رويم.

  اصلا اهميتي ندارد که کسي حرفهاي ما را نمي فهمد. ما بزرگ شديم و خودمان خيلي خوب اين را مي فهميم همين براي ما تنها چيزي است که باقي مي ماند و بايد قدرش را بدانيم.


 مشکلات را سخت درآغوش بگيريد، چرا که آنها پله هاي پيشرفت وترقي انسانها هستند.  امام حسين (ع)


نویسنده: فرامرز کوثری

بازنویسی متن، تحقیق، تدوین، گردآوری: وحید جاسبی

مشاور: خانم مشهوری